خداحافظ يعني سلام دوباره
گاهي اوقات خداحافظي خيلي سخت ميشه چون از بعدش خبر نداريم،هميشه مشکل آينده همين بوده که ازش بي خبريم.
شايد اگر بهتر مي ديديم به اين روز نمي افتاديم اما دنيا بازي هاي عجيبي داره که درست وقتي فکر مي کني تموم شده،درست در حال شروع شدنه! مثل فال ورق.
يه همچين وقتهايي هست که از خودت مي پرسي...حالا چي؟حالا بايد چيکار کرد؟؟؟
اما کاري نميشه کرد تا برگ بعدي رو بشه،همين.
تنها کاري که ما ميتونيم بکنيم اينه که هميشه آماده برگ بعدي باشيم...يعني دائما در طلب !
در طلب زن دائما تو هر دو دست
کين طلب در راه نيکو رهبرست
.
.
.
.
.
ولي خداييش خارج از اين حرفها...
تو اگر پرنده باشي چشاي من آسمونه
راز پر کشيدنت رو کسي جز من نميدونه
جاي پر زدن زمين نيست،توي قلب آسمونه
قصه مرگ و جدايي تو کتابها جا مي مونه
زندگي مجموعه اي اتفاق است تا من به خود خودم برسم،يعني اتفاق!!!
۱۳۸۵ آبان ۸, دوشنبه
۱۳۸۵ مرداد ۲۸, شنبه
۱۳۸۵ تیر ۱۲, دوشنبه
یادم تو را فراموش...
شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چیست؟"
استاد در جواب گفت:"به گندم زار برو و پر خوشه ترين
شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته
باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی!
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسيد: "چه آوردی؟"
و شاگرد با حسرت جواب داد:
"هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به
اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."
استاد گفت: "عشق يعنی همين!"
شاگرد پرسيد: "پس ازدواج چيست؟"
استاد به سخن آمد که:" به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور.
اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!"
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد
پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:
"به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم.
ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."
استاد باز گفت: "ازدواج هم يعنی همين!!"
۱۳۸۵ تیر ۵, دوشنبه
در مورد عكسي كه در مطلب قبل بود بايد توضيح بدهم كه شيوه كار مبتني بر حافظه بصري و مخزن حسي چشم است.درست مثل حالتي كه موقع ديدن فيلم اتفاق ميافتد.
در حالت اول شما يك تصوير نگاتيو(منفي) از قلعه را مشاهده ميكنيد كه با تمركز 30ثانيهاي بر آن تعداد زيادي تصوير نگاتيو در مخزن حسي چشم جاي ميگيرد و وقتي ماوس را روي عكس ميبريد تصوير نگاتيو حذف شده و تصوير سياه و سفيدي از قلعه نمايان ميشود و بلافاصله اين تصوير با تصوير قبلي تركيب شده و شما قلعه را رنگي ميبينيد.اين تركيب در مغز صورت ميگيرد و ارتباطي به عضو بينايي ندارد.
اين در حالي است كه اگر بدون تمركز ماوس را روي تصوير ببريد فقط تصوير سياه و سفيد قلعه را ميبينيد.
حالا سوال اينجاست كه تصاويري را كه ما از دنياي بيرون ميبينيم تا چه حد واقعي هستند؟
تا چه حد حاصل تصويرسازي مغز ماست؟
آيا اين چيزي كه ما به عنوان تصويري از محيط پيراموني ادراك ميكنيم واقعا وجود خارجي دارد؟
.
.
.
اين هم يك نمونه ديگر.....
در حالت اول شما يك تصوير نگاتيو(منفي) از قلعه را مشاهده ميكنيد كه با تمركز 30ثانيهاي بر آن تعداد زيادي تصوير نگاتيو در مخزن حسي چشم جاي ميگيرد و وقتي ماوس را روي عكس ميبريد تصوير نگاتيو حذف شده و تصوير سياه و سفيدي از قلعه نمايان ميشود و بلافاصله اين تصوير با تصوير قبلي تركيب شده و شما قلعه را رنگي ميبينيد.اين تركيب در مغز صورت ميگيرد و ارتباطي به عضو بينايي ندارد.
اين در حالي است كه اگر بدون تمركز ماوس را روي تصوير ببريد فقط تصوير سياه و سفيد قلعه را ميبينيد.
حالا سوال اينجاست كه تصاويري را كه ما از دنياي بيرون ميبينيم تا چه حد واقعي هستند؟
تا چه حد حاصل تصويرسازي مغز ماست؟
آيا اين چيزي كه ما به عنوان تصويري از محيط پيراموني ادراك ميكنيم واقعا وجود خارجي دارد؟
.
.
.
اين هم يك نمونه ديگر.....
۱۳۸۵ خرداد ۲۲, دوشنبه
خطاي ديد،خطاي معرفت!
اين هم يكي از نمونههاي جالب خطاي ديد هست كه با اون برخورد كردم.بعد از اينكه روي لينك زير كليك كرديد يك صفحه مياد كه توش عكس يك قلعه هست،قبل از اينكه كاري بكنيد روي نقطهء سياهي كه توي عكس هست به مدت 30 ثانيه متمركز بشيد و بعد به آرومي ماوس رو توي محدودهء عكس حركت بديد.تصوير رنگي يك قلعه رو خواهيد ديد.حالا براي متوجه شدن تفاوت بدون اينكه به نقطهء سياه توجه كنيد ماوس رو روي عكس ببريد!
شيوهء كار رو توي مطلب بعدي توضيح ميدم.
http://www.johnsadowski.com/big_spanish_castle.html#
اشتراک در:
پستها (Atom)